سلام. یه پسری تو محل کارمه. بهم ابراز احساسات می کرد همش. بعد چند ماه پیشنهاد داد. قبول کردم. ولی بعد دو هفته که دوست بودیم گفت من حسم بهت در حد همکاره و کات. من مات موندم. چون دوستش داشتم. و دل بسته بودم. حالا بعد چند ماه دوباره می گه دوستت دارم و ابراز احساسات می کنه. در حالی که اصلا حتی یک بار مثلا دعوتم نکرده تا حالا. پیام و اینا هم نمی ده. یعنی فقط زبونیه. تا حالا چنین چیزی واستون پیش اومده؟ فازش چیه یعنی؟
دارم رفته رفته تبدیل به آدمی میشوم که به فکر کردن فکر میکند.حالا فکر کردن برای من عادت شده،هدف شده! همه اش دلم میخواهد بشینم و فکر کنم.مهم نیست که دست هام به چه کاری مشغولند... "و چقدر انسان تنهاست!مثل پر کاه در هوای طوفانی"🖤