عزیزم منم سر بارداریم همین موضوع بود مامانم پیشم نبود تنهای تنها
کارم یه جوری بود که اصلا نمیشد نباشم از لحاظ قانونی باید جانشین میذاشتم واسه خودم!
خیلی سختی کشیدم خییییللللللللللللللییییییییییی
برای دخترم پرستار گرفتم همه ی مواردی رو که میگی کاملا درکمیکنم گریه های صبحش نگاهای ملتمسانه!!!!!!!!!
الان اون روزا تموم شده دخترم 8 سالشه هزار ماشالا فوق العاده باهوش و با ادب و من به داشتنش افتخار میکنم
من مشکل مالی نداشتم ولی عاشق کارم بودم و خیلی هم خوشحالم که ادامه دادم!
الان دخترم میگه مامان وقتی تو جلسات مدرسه میای من کیف میکنم همه میگن مامانش مهندسه
تموم میشه این دوران سخته ولی موندگار نیست
از همون زمانهای کم با سام بودن لذت ببر
کمیت رابطه مهم نیست کیفیت مهمه عزیزم