بابام کارگره درآمدی زیادی نداری بتونه سیسمونی بخره
منم توقعی ندارم امروز فقط گفتم طلا ندارم اینا مامانم گریه کرد که ما در حد توانمان برات خرید کردیم منظوری نداشتم که شما نخریدن چون شوهرم پول ندارم بخره مستاجریم انگار توقع کردم ازش فقط داشتم از شرایط زندگیم میگفتم که همش قرض و بدهی هست الانم پول سیسمونی نداریم کلی ناراحتم کرد فقط درد و دل کردم
بنظرتون خیلی بده آدم فقط چهار دست لباس بخره...