جاری خواهرم دیروز رفته بچه خواهرمو برده خونش که با بچه هاش بازی کنه خونشون نزدیکه همه
بعد عصر که شوهر خواهرم اومده خونه به خواهرم گفته برو بچه رو بیار
خواهرم رفته در زده (مادرشوهرشم اونجا بوده) مادره میگه کیه برادرشوهر صدا شو بلند میکنه میگه عن خانومه
هستید بگمممم