ما چند ماهه باهم تو رابطه ایم
حتی تا چند وقت پیش خیلی باهم خوب بودیم
الانم مشکلی نداریما حتی بحثم نمیکنیم
ولی قشنگ سردی رابطمونو دارم حسش میکنم
ادمیم نیست ک بگم بازیم میده و فلان نه اصلا ادم متشخصیه
اما از دوماه پیش که برای کارش بمدت یکماه و نیم رفت یه شهر دیگه، خیلی کمرنگ تر شدیم جفتمون
اوایلش من غور میزدم ک نمیاد سر بزنه وقت نمیزاره و..
من غور میزدم بحثمون میشد اما دیگه منم غور نزدم
الانم برگشته ولی وقتی اومد دیدنم یساعت بیشتر پیشم نموند
یا الان یک هفته ست باهم درست چت نکردیم میگه کار دارم نه شبا نه روزا اصلا نیست
دیشب ساعت ده بهم گفت شب بخیر منم غور نمیزنم ولی با سردی گفتم شب بخیر، گفت باز چیه و... گفتم هیچی😓
الان بهش زنگ زدم بعد دوبار میگ بیرونم گفتم فردا بریم بیرون گفت فردا فکر نکنم باشم
گفتش پسفردا احتمالا هستم، گفتم من پسفردا نمیتونم
بهش برخورد میگ داری کلاس میزاری جدیدا همش قهر میکنی فلان
بچها ولی واقعا من مقصر نیستم اون مثل اوایل برام وقت نمیزاره من خیلی دارم اذیت میشم که حتی حق غور زدنم ندارم
مدتیه اصلا بهش پیام نمیدم روزی یبار خودش پیام میده میگه سراغی ازم نمیگیری
هفته پیش از یکماه قبل برنامه ریخته بودیم بریم جایی دقیقه نود کنسل کرد کلی گریه کردم
الانم نمیخوام پسفردا باهاش برم امشبم جلو خودمو میگیرم پیام ندم
دلیلش چیه بچها من دیگه چه تلاشی میتونم برای این رابطه بکنم فقط خانوادش باهام خوبن
خودشم بی احترامی اصلا نمیکنه ها
ولی اینجوریه دیگه