2789
عنوان

شوهرم

134 بازدید | 2 پست

بچها من خونواده خودم و خونواده همسرم تو شهرستان ی شهر زندگی میکنن 

   کل خونواده همسرم فردا پس فردا مسافرتن ما همیشه میریم شهرمون همزمان هم خونه مامان من اینایم هم خونواده خونواده همسرم 

   

فردا پس فردا خونواده همیرم رفتن مسافرت نیستن 

من ی سری امتحان دارم که از ۱۷ام شرو میشه مجبوریم بریم شهرمون 

    ولی ی دونش فرداهه 

 که مجبورم برم 

  ب شوهرم میگم خب این همه را داریم میریم پنجشنبه جمعه رو بمونیم مامانم اینا مهمونی دارن 

دیگه تعطیلات وسط هفته رو نریم میگه نه 

 الا بلا فردا امتحانتو دادی برگردیم ب هیچ کسم نمیگیم ک اوندیم باز دوشنبه س شنبه میریم 

  بش میگم بخاطر کارمون مجبوریم از ۱۷ ام بریم اگه دو شنبه س شنبه ام بریم خیلی میشه 

 ی دفعه دیکع دو شنبه س شنبه رو نمیریم 

 چهار ساعت راهه 

    اصن گوش نمیده معلوم نیس ب خاطر اینکه خونوادش نیستن داره گیر میده برگردیم ب خاطر چیع   نمیدونم چی کار کنم رو مغز ادم را میره

خب حتما اونم یه فکرایی پیش خودش داره.گیر نده.

ن بابا چ فکری چون مامانش اینا نیستن من ک میدونم ولی عب نداره همچین بزارم تو کاش دو شنبه س شنبه ام من نمیرم شهرمون 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز