2777
2789
عنوان

شوهرم

134 بازدید | 2 پست

بچها من خونواده خودم و خونواده همسرم تو شهرستان ی شهر زندگی میکنن 

   کل خونواده همسرم فردا پس فردا مسافرتن ما همیشه میریم شهرمون همزمان هم خونه مامان من اینایم هم خونواده خونواده همسرم 

   

فردا پس فردا خونواده همیرم رفتن مسافرت نیستن 

من ی سری امتحان دارم که از ۱۷ام شرو میشه مجبوریم بریم شهرمون 

    ولی ی دونش فرداهه 

 که مجبورم برم 

  ب شوهرم میگم خب این همه را داریم میریم پنجشنبه جمعه رو بمونیم مامانم اینا مهمونی دارن 

دیگه تعطیلات وسط هفته رو نریم میگه نه 

 الا بلا فردا امتحانتو دادی برگردیم ب هیچ کسم نمیگیم ک اوندیم باز دوشنبه س شنبه میریم 

  بش میگم بخاطر کارمون مجبوریم از ۱۷ ام بریم اگه دو شنبه س شنبه ام بریم خیلی میشه 

 ی دفعه دیکع دو شنبه س شنبه رو نمیریم 

 چهار ساعت راهه 

    اصن گوش نمیده معلوم نیس ب خاطر اینکه خونوادش نیستن داره گیر میده برگردیم ب خاطر چیع   نمیدونم چی کار کنم رو مغز ادم را میره

خب حتما اونم یه فکرایی پیش خودش داره.گیر نده.

ن بابا چ فکری چون مامانش اینا نیستن من ک میدونم ولی عب نداره همچین بزارم تو کاش دو شنبه س شنبه ام من نمیرم شهرمون 

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز