خواهرم ده سال پیش ی مریضی داشت عمل کرده بود و خوب خوب بود چن وقت پیش زن عموم قبلنا خیلی باهاشون اوکی بودیم بعد سر ی سری مسائل دیگ رفت و امد نکردیم ولی یهویی با ما مهربون شدو مارو دعوت مرد خونشون با کلی التناس و اینا و .. ما رفتیم. به خواهرم نبات داده بود که بیره خونه استفاده کنه چون دلش بخاطر پریودی درد میکرد و از همون موقع که از نباتا استفاده کزده دوباره مریضیش برگشته و حالش بد شده بعد از ده سال و زن عمومم دیگ زنگ نزد و دوباره مثل قبل و خیلی کاراشون و رفتاراشون شک برانگیز بود بعد مامانم میگ نکنه دعااا،طلسمی چیزی کرده زن عموم که خواهرم اینجوری شده چون با دعا نویسا خیلی رفت و امد داره و حتی خودشم دعا مینوشته الان خیلی به شک افتادیم (ولی این هست که به خواهرمم حسودی کنن )