2777
2789
عنوان

چیکار کنم😕

188 بازدید | 18 پست

ما با یکی از عموهام چن ساله قهریم بعد دخترش س سال از من کوچکتره کلا این مادر و دختر خیلی عقده ای و تازه به دوران رسیدن مثلا مادرش معلم مدرسه غیر دولتی بعد اینقد ندیده س نمیدونم چطوریه مهمونی خونه بابا بزرگم ک میاد برگه های دانش اموزاشو میاره جلو ما تصحیح میکنه کلا خیلی کلاس میزارن و اینا...

گویند که هر تیره شبی را سحری است:(

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

خب

خداجونم دختر پسرش مهم نیست هرچی باشه نذر امام زمان میکنم سالم و سلامت باشه خداجونم تک و تنهام فقط تورو دارم نذر میکنم ب دنیا که اومد ببرمش پابوس آقا امام رضا خودت مواظب بچه هام باش مواظب تو دلیم باش 💗

بعد دخترش اومد گفت من تیزهوشان قبول شدم و اینا

منم فهمیدم دروغ میگه بعدش من حوزه امتحانیم کنار مدرسه تیزهوشان بود یروز بعد از امتحان رفتم گفتم اگه ت مدرسه باشه ببینمش 

ک مدیرشون گف اصلا ما همچین دانش اموزی نداریم حتی تو لیست هم نگاه کرد

گویند که هر تیره شبی را سحری است:(

خلاصه ما مهمونی خونه عموم بهش گفتم چرا دروغ گفتی و اینا اونم اصلا هنگ کرده بود دیگه هیچی حاشا کرد ک نه و فلان ...

رسید تا چن هفته بعدش خونه اون یکی عموم گفت راستی ت دروغ گفتی من از مدیرمون پرسیدم و گفته اصلا هیشکی نیومده و فلان 

منم گفتم باشه ولش کن ولی اون شروع کرد دعوا

گویند که هر تیره شبی را سحری است:(

هزارتا چیز بم گفت ک واقعا دلم شکست یاداوریش هم اذییتم میکنه 

میگف شما تو جنگل زندگی میکنین و ب ما حسادت میکنین (ما روستا زندگی میکنیم) برا زندگی ما دعا گرفتین و ب مادر من حسادت میکنین و از این چرت پرت ها 



گویند که هر تیره شبی را سحری است:(

واقعا اونشب دلم خیلی شکست

حالا پنجشنبه باز دعوت شدیم اون ها هم هستن اصلا دلم نمیخاد ریختشونو ببینم و باهاش روبرو شم از ی طرفم نمیشه نرم 

ازی طرفم دلم میخواد ازش سرتر باشم 

نمیدونم چیکار کنم حالم بده:)


گویند که هر تیره شبی را سحری است:(
واقعا اونشب دلم خیلی شکستحالا پنجشنبه باز دعوت شدیم اون ها هم هستن اصلا دلم نمیخاد ریختشونو ببینم و ...

خب نرو چرا مجبوری ادم هایی رو ببینی و جایی بری که بهت بی احترامی میشه....

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792