اولین غذای که درست کنم برنج کته بود که تبدیل به شله شد بعد گفتم حروم نشده شله زردش کنم بعد یه چیز وحشتناک شد که مجبور شدم بریزمش دور البت مامانم نبود وگرنه نصفم میکرد
اولین مهمونی بعد عروسی دوستم و همسر و دخترش رو دعوت کردیم.. یادم رفت برنج رو گازه... برنجی که میخواستم ابکش کنم دمی شد... ابش زیاد بود شفته شد...سس و نمک و لیوان و... خیلی چیزا یادم رفت... هول کرده بودم