من ازش متنفرم چون به شدت مامانی هست یعنی مامانش تعداد نفس های منم میدونه همه پولاش و زندگیش دست مامانشه و همه اموالش به اسم مامانشه و دایم میگه فدای مادرم بشی در این حد به شدت بداخلاقه باهام اما بیرون خونه ی جور رفتار میکمه همه فکر میکنن وای چه گوهری هست پول نمیده برا هر چیزیم باید گریه زاری کنم تا بخره ماشینش داغونه خونشم ی جا خیلی دورتر از مادرم ایناس اجازه نمیده تنها برم بیرون هیچ تفریحیم ندارم و انتظار داره همش در حال کار خونه باشم و همیشه منت میزنه به بابامم خیلی فحش میده
پ.ن:شرایط جدایی ندارم به هیچ عنوان مگر معجزه شه
اجاره کار کردن بهم نمیده
پ.ن:امیدوارم کسایی که زندگیشون خوبه و دل خواهشون هست هرروز خوشبختتر شن
ازتون خواهش میکنم زخم زبون نزنید اومدم واسه درد دل