شما همان کتابهایی هستید که میخوانید، فیلمهایی که میبینید، موسیقیای که گوش میدهید، آدمهایی که وقتتان را با آنها میگذرانید، گفتوگوهایی که مشغولشان میشوید.آنچه به مغزتان میخورانید را خردمندانه انتخاب کنید ...!🌱🤍
شما همان کتابهایی هستید که میخوانید، فیلمهایی که میبینید، موسیقیای که گوش میدهید، آدمهایی که وقتتان را با آنها میگذرانید، گفتوگوهایی که مشغولشان میشوید.آنچه به مغزتان میخورانید را خردمندانه انتخاب کنید ...!🌱🤍
وقتی به روی ما دریچه ای به نام اطمینان بسته شد تمام ازادی های زمین را قفس فرا گرفت. از مردمی که تولد یک کودک را سرگرمی و زندانی یک سگ را دلگرمی و قفس یک بلبل را موسیقی میپندارند ، عشقی فوران نخواهد شد. ما چه میدونیم آدمایی که امروز میبینیم با چه حالی سرپان پس یا مهربون باشیم یا ساکت. خانما لطفا اگه حتما کارم دارید درخواست بدید فقط♡
چیشد که همه چی برا ما برعکس شد؟ گفتن بچها آخر تهتغاری میشن پس اون چرا تهدیگ شد.. تکدختر بجای لا پر قو لای بدبختیاش گذاشتنش.. نمره اول کلاس چرا افتخارشو خونه نمیاورد.. یروز برگشت دفتر خاطراتشو بخونه غصهش شد که چرا این همه برگه رو حروم کرده واسه غماش.. چند روز لب به هیچی نزد سهم غذاشو میفرستادن واسه دیگرون.. مشاور میگفت بچهتون افسردگی داره والدینش ریدن به بچه که چرا جوری وانمود کردی مردم شک کنن مریضی.. زورش به کسی نمیرسید خودزنی میکرد از بیرون داد میزدن سرصدا نکن داریم استراحت میکنیم.. دیوار اتاقش جای خراش ناخنهاش بود میگفتن سری بعد دیوارخونمون خراب کنی داریم برات.. برا اینکه آسیب نرسه به پرندهش ازش دفاع کرد بعد تو خونواده کتککاری شدیدی شد.. میگفتن مثل فلانی خرابی،درصورتی که اجازه نداشت پاشم از خونه بیرون بذاره.. از حرفاشون به ضجه میفتاد بیتفاوت باهم هرهر میخندیدن.. از مادر پناه میبرد پدر بعدش فهمید همون باباست که معلوم نیست با کیا میگرده.. یکی فیلم دیدم پسربچه میگفت« زندگی یه کپه گوهه».