2821
2789

من خودم تا خرتناق تو بدبختی غرقم،بعد نگران مشکلات ریز و درشت بقیه ام):

من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه):                                                         برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمده‌ام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی.                                               ‏یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز می‌کنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم):    حکایت مواجهه من با آدم‌هاییه که یهو ازشون عجیب‌ترین بی‌مهری‌ها رو میبینم...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من خودم تا خرتناق تو بدبختی غرقم،بعد نگران مشکلات ریز و درشت بقیه ام):

من فقط اعضای خود خانوادم ولی از بچگی اینطورم آخه واقعا نرمال نیستن خیلی اذیت میشم 

بله خیلی غصه ی داداشمو میخورم ک بره ب یه جا برسه و خوشبخت باشه

منم تقریبا مثل شما ولی کاملا با این اخلاقی که اعضای خانوادم خصوصا یکیشون داره مطمئنم خودشو بدبخت میکنه با چشم میبینم هرروز فقط تنش و اضطراب‌ تو خونه 

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز