هر کجناره سیل کنم تو وام دیاری❤️گلونی نه فقط یک تکه پارچه ،پرچم بی صدا و غرش زاگرس است بر بلندای پیشانی زنان و مردان لر مثل پرچم آزادی میرقصد نشان نجابت ونترسی، سمبل خاک گرم و کوه غیرت.گلونی را نمیشود از تنِ زاگرس جدا کرد همانگونه که نمیشود از صدای کوه پژواک دایه دایه را گرفت.《دایه دایه وقت جنگه...》این صدای مادران است که گلونی به سر فرزند به دل، و غیرت به مشت، بر سینه ی تاریخ کوبیدند. گلونی به خون و خاک و عشق بافته شده است زبان بی کلامی ست که می گوید 《من لرم من زاگرسم ریشه ام در صخره هاست》 اگر روزی کسی پرسید این تکه پارچه چیست بگو این گلونی ست و تنها از آن لر است تنها از آن زاگرس است و تنها با نوای《 دایه دایه》 زنده می ماند
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چی بگم عزیزم .معمولا آدما از جایگاهی که هستن راضی نیستن .
من خودم الان در آستانه 40سالگی هستم .بچه هام دیگه از آب و گل در اومدن و دارن بزرگ میشن .واقعا بعضی وقتا میگم کاش الان واسه خودم یک معلمی بودم سرم بند بود .میرفتم بیرون با چارتا آدم حرف میزدم .ولی الان همش تو خونه مشغول کار خونه .
ناشکری نمیکنم ولی گاهی اوقات آدم از این کارای تکراری خونه خسته میشه