امروز خیلی دلم گرفته ...اومدم اینجا ازت گله کنم .
دقیقا نمیدونم چند وقت از اون شب که خواب دیدم ضریحتو زیارت کردم گذشته ...
آرامش عجیبی که تا یک هفته بعد از اون خواب مهمون دلم بود ...منو مبتلا به عشقت کرد ...
هرسال هرکسی میرفت کربلا میگفتم هوا گرمه رغبت نمیکردم .عشقشون رو درک نمیکردم ...
اما الان چی به سرم اومده ...توان دیدن زائرات حتی تو تلویزیونم ندارم ...چون قلبم سنگین میشه ..
چی می شد حالا که اینطور منو دوستدار خودت کردی میزاشتی بیام ...😔
چقد امسال محرم حال دلم وصف ناشدنی بود
یادته رفتم عبای عربی گرفتم به نیت سفر به کربلا ...
یادته پرچم برات زدم تو هیئت و خونم ...لباس مشکی پوشیدم ..چرا نزاشتی بیام ...😔
آقا شما اشکای منو دیدی بغض گلومو دیدی التماسامو شنیدی ...😭😭😭😔دلم نمیاد بگم بی معرفتی کردی ... آقا من حتی دیشب کلی ازت خواستم تو عالم خواب بیام زیارت ولی اونطوری ام لایق ندونستیم .....😭😭😭😭
اقا تورو به جدت تورو به مادرت قسم بزار زود بیام نزاشتی اربعین بیام ...من دق میکنم امسال نیام زیارت ...جا موندم ولی دلم راضی نمیشه ... امروز کجا برم که آروم ندارم ...
اربعین نشد بعد از اربعین ...
من انقققققققدر مبتلای به عشقتم که تا هر زمان که باشه آرزوی دیدن صحنت رو دارم...
اینجا اینو نوشتم برات یا امام حسین میدونم صدامو میشنوی ...ولی بدون حتی اگر لایقم ندونی تا لحظه مرگم دست از دوستداشتنت برنمیدارم ...