اول که سوار شدم خیلی بد نگاه میکرد و هی میخندید
بعدش گفت میشه من سر راه یکیو سوار کنم مسیرش نزدیکه
منم گفتم اگه نزدیکه عیبی نداره فقط عجله دارم برم
بعدش هیچی اون طرفو که گذاشتش منو رسوند موقع حساب کردن یه چیز خیلی بد دیدم
هنوزم حالم بخاطرش بده و نمیدونم چیکار کنم
خودمو با گوشی سرگرم کردم که حالم بدتر نشه🥲💔🤌🏼