2777
2789
عنوان

فشار طلاق وبیایید بهتون بگم

675 بازدید | 51 پست

۲۳ سالمه بخاطر خیانتای مکرر شوهرم مجبور شدم ازش جداشم

و فعلا فقط مهریمو گذاشتم اجرا پدرم درومد با رفتن واومدن

اونم سر لج اومد پسر ۵ سالمو برد و ۱۰ روزه بچمو ندیدم

منی ک فکر میکردم بدون بچم میمیرم

ولی نمیدونم چطور زندم انگار خدا هم بهم صبر میده اینو قشنگ حس میکنم 

اما فشار روانی زیادی و دارم تحمل میکنم هم دوری بچم هم شرایط طلاق و اذیتای شوهرم 

تروخدا زود ازدواج نکنید

بااحساستون تصمیم نگیرید باعقلتون برید جلو

من حتی مبتلا به hpv شدم از شوهرم

بعضی وقتا ب خودم میگم کاش میموندم سر زندگیم بخاطر بچم

اما وقتی ب عمق قضیه فکر میکنم میبینم واقعا دیونه تر ازاینا میشدم ک میموندم وبازم هر روز شاهد خیانت بودم

خودتون بهم راهنمایی بدید بنظرتون این مسیری ک رفتم درسته؟

بچمو دادخواست ملاقات دادم 

و ۲ روز دیگه میرم دادگاه ملاقات فوری میگیرم کاش بشه زودتر ببینمش اما فعلا بخاطر شرایط مالی صفرم نمیتونم کامل حضانتشو بگیرم پیش باباش میدونم جاش فعلا بهتره هم پدرومادرشوهرم خوب بهش میرسن وشوهرمم پدر خوبیه

اما برامن شوهر عوضی بود

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

درست انتخاب کردی

پس چرا همه چی بامن کجه؟

هرمسیری میرم ی اتفاقی میفته و انگار شرایط ب نفع شوهرم پیش میره هم شوهرم هم خونوادش کلی بهم ظلم کردن و زندگی و جوونیمو حروم کردن

چرا اینا تاوان پس نمیدن و فقط من اذیت میشم؟

بچه 5 ساله حضانتش با مادره

بیارمش پیش خودم ک ۱۰۰ تونم توجیب نیست؟؟ واذیت بشه؟بچم عادت کرده ب خرج کردن و خرید

فعلا دنبال کارم

و اینکه شوهرمم خیلی اذیتم میکنه با بچه و پدرمم خیلی مخالفه حضانتشو بگیرم


اما فعلا کار پیدا میکنم تا بعد ببینم تو دادگاه چی میشه خداکنه خودش دو دستی بچه وبهم بده

درستترین کارو کردی.اونم ایشالا ایدز میگیری راحت میشی بچت مال خودت میشه

الهی آمین

یعنی میشه؟

اینهمه پله های دادگاه وبااین سنم بالا پایین نرم؟و با یه دل شکسته وجیگر خون از دوری بچم هر روز دنبال مشاوره گرفتن از وکیل نباشم؟

یعنی میشه خبر بیاد شوهرم مرد 

هیچیییییی نمیخوام فقط بچمو میگیرم و با ارامش بقیه زندگیمو ادامه میدم

نباید بچه دار میشدی. الان میخوای بچه ت و ول کنی پیش یه همچین پدری؟ اون زن خوشحال و خندون میاد جات و میگیره. شما میمونی و یه عالمه مشکلات. بچه ت هم با یه دنیا عقده بزرگ میشه. راه پدرش و میره. بچه رو داری بدبخت میکنی که خودت و نجات بدی. به عنوان یه معلم بهت میگم خودت و فدا گن برای بچه ت. اون زن بابا فکر کردی به بچه ت محبت میکنه؟ شاید اذیتش هم بکنه

درست انتخاب کردی ولی کاش حق طلاق داشتی... که اینهمه عذاب نکشی تو دادگاه چون من این راهو سالها رفتم تهش مهریه رو در ازای گرفتن حق طلاق بخشیدم. بچه وقتی یه دونه باشه برای مردا میشه وسیله گروکشی... وگرنه این مردای خائن بچه نگهدار نیستن. ضمنا به سن نیست، من الام با چهل سال سن و سه بچه دارم جدا میشم بخاطر خیانتاش... من بناچار بچه ها رو میزارم چون میدونم این از خداشه بچه ها رو بده به من ولی وقتی پوئن مالی بده بتونم حداقل جایی رو رهن کردم و نفقه درست بده قبول میکنم بچه ها رو

نباید بچه دار میشدی. الان میخوای بچه ت و ول کنی پیش یه همچین پدری؟ اون زن خوشحال و خندون میاد جات و ...

این حرفهارو کاش نمیگفتی ک حالمو از اینی ک هست بدترکنی

من فشار شدیدی و دارم تحمل میکنم

چطور بمونم وقتی هر روز با یکی لاس میزنه؟چطور بمونم وقتی ازش ویرووسhpv گرفتم؟بمونم تا ایدز و سرطان بگیرم ب مرز مرگ برسم بعد جداشم؟ چطور بمونم وقتی قبح کاراش ریخته وخودش بهم میگه برو و ازت بدم میاد دوست دارم وقتی خوابی بکشمت اونم چرا؟ چون بهش میگم چرا خیانت میکنی

بمونم ک بچمم هر روز وسط دعواهامون بزرگ شه؟و روانی تر بشه؟

مگه شوهرم چی داره ؟از زیر صفر شروع کرد حتی کارشو من پیدا کردم کل دارو ندارش ی خونه مستاجریه ک بزار یه زن بگیره بشینه نوش جونش

دیگه بدتر ازاین نمیشه

پسرمم خدا همراهش هست من چکارکنم؟خودمو بکشم؟یا دار بزنم؟

تلاش میکنم حضانتشو بگیرم ولی اول باید کار پیدا کنم و خونوادمو راضی کنم برم طبقه بالاشون بشینم

الانم پسرم جاش خوبه پیش مادرشوهرم و پدرشوهرمه 

و بچمم بیشتر پدرشو میخواد

نباید بچه دار میشدی. الان میخوای بچه ت و ول کنی پیش یه همچین پدری؟ اون زن خوشحال و خندون میاد جات و ...

بعد من بفکر نجات خودم نبودم 

خیلی سوختم و ساختم بخاطر بچم ولی دیدم نشد

بچم داشت عصبی تر میشد تومحیط متشنجمون

من بیماری گرفتم از کثافت کاری شوهرم

دیگه بدتر از اینم هست ک بمونم؟

من مجبور شدم برم همین الانم ته دلم ب خودم امید میدم شاید دادگاه بهش فشار بیاره و اونم سرش ب سنگ بخوره پشیمون شه

حق طلاق بهم بده ومن فرصت دوباره بهش بدم

اونم بخاطر بچم

من نمیخواستم اینطور بشه من تاالان فکرم پیش پسرمه انگاری ک یک عضوی از بدنم قطع شده ولی چاره ای نداشتم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز