۲۳ سالمه بخاطر خیانتای مکرر شوهرم مجبور شدم ازش جداشم
و فعلا فقط مهریمو گذاشتم اجرا پدرم درومد با رفتن واومدن
اونم سر لج اومد پسر ۵ سالمو برد و ۱۰ روزه بچمو ندیدم
منی ک فکر میکردم بدون بچم میمیرم
ولی نمیدونم چطور زندم انگار خدا هم بهم صبر میده اینو قشنگ حس میکنم
اما فشار روانی زیادی و دارم تحمل میکنم هم دوری بچم هم شرایط طلاق و اذیتای شوهرم
تروخدا زود ازدواج نکنید
بااحساستون تصمیم نگیرید باعقلتون برید جلو
من حتی مبتلا به hpv شدم از شوهرم
بعضی وقتا ب خودم میگم کاش میموندم سر زندگیم بخاطر بچم
اما وقتی ب عمق قضیه فکر میکنم میبینم واقعا دیونه تر ازاینا میشدم ک میموندم وبازم هر روز شاهد خیانت بودم
خودتون بهم راهنمایی بدید بنظرتون این مسیری ک رفتم درسته؟