۲۳ سالمه
شوهرم هربار بهم خیانت کرد وفهمیدم یاانکار کرد یاوقتی ک مدرکش کاملا رو شد افتاد ب معذرتخواهی و غلط کردن ک دیگه تکرار نمیشه منم میبخشیدمش بخاطر پسرم
نمیگم منم ادم صدی بودم ولی تلاشمو برا این زندگی کردم
این اواخر دیگه ازبس خیانت دیدم روحیم واقعا داغون شده بود منی ک کلی ۲۴ ساعته جلو آیینه بودم و ب خودم میرسیدم دیگه حوصله حموم رفتنم نداشتم
۲ هفته پیش بازم متوجه خیانت جدیدش شدم
مجبور شدم زندگیو و ترک کنم ومهریمو بزارم اجرا
اونم اومد پسر ۵ سالمو بزور برد
والان ۸ روزه ندیدمش و یه دلم اشکه ویه دلم خون
از طرفی من زود ازدواج کردم وانگار عادت کردم به متاهلی و یطورایی تنهایی برام یطوریه یا شایدم چون اولاشه بااینهمه بدی شوهرم چرا هی دلتنگ میشم اخه.؟
حالا بنظرتون تصمیم درستی گرفتم؟یا کاش میموندم وصبرمیکردم وتحمل؟