تو مثل یک قلعه ای هستی که راه ورودی نداره ( دروازه )
یعنی راه ورود به قلبت بستس
چون دروازه نداری کسی نمیتونه به قلبت راه پیدا کنه ( سرباز )
نه میتونم برم چون پاهام جون ندارن،،نه میلی به موندن دارم
نه دوست دارم اواز بخونم نه بخنذم
تو مثل آسمونی میمونی که ابریه ابرهای تیره و سنگین
مثل شهری هستی که دیوار چین دورش کشیده سده
در کل منظورش اینه نمیتونم به دستت بیارم