من مامانم مریضه.دیشب بابام هیئت داشت رفتم کمکشون.شوهرم خیلی دیر اومد.وچون برادرم دست تنها بود مجبور شد کمکش کنه.خیلی براش زور داشت اومد بالا که وسایل پذبرایی رو ببره پاییین تا مامانمو دید بجای سلام فقط با اخم سرش رو تکون داد بهش گفتم این چه طرز سلام کردنه که از اونجایی که دلش. پربود یهو منفجر شد.