عروس ما با مامانم تو یه ساختمونه دوتا بچه هم داره
صب تا ظهر خوابه
میاد پایین فقد صبحونه و ناهار و شامشو میخوره بعد میره بالا
هیچ کمکی هم نمیکنه
مامانم میگه فقد بخاطر پسرم چیزی نمیگم
خدا شاهده اگه بخوام دروغ بگم
کل اقوام ب مامانم میگن این چرا کمکت نمیکنه
مامانم میگه عروسم اونقدرا ک شما فک میکنید بد نیس