من ۳ ماهه عروسی کردم ۱ ماه به خاطر دلایلی که تو تاپیک های قبلم هست اومده بودم قهر خونه پدرم بعد ۱ ماه برگشتم شوهرم مغازه لباس بچگونه داره تو این ۱ ماه سرکار نرفته تا ۵ ۶ صبح همش تو اینستا فعال بود میدیدم تا ۴ ۵ بعد از ظهرم خواب نرفته تو این ۱ ماه ک من نبودم سرکار من دستبند و گردنبند ک دوران عقد برای تولدم و روز زن خرید بود شکسته بود دستبنده دادم دستش تا برم النگو هامو عوض کنم ک دستنبد گردنبدم برم بزارم روش ک ۲۰ تومن در میاورد اومدم خونه بعد ۱ ماه گفتم بریم النگو هامو عوض کنیم هی بهونه میورد امروز فردا میکرد آخر گفت بردم فروختم بدون اجازه من فروخته طلامو چقد خودسره خیلی دلم شکست
بعدش فهمیدم قلکی ک دوران عقد پول میداد من خرج کنم پس انداز میکردم یکمشو مینداختم قلک اونم شکسته پولاشو برداشته شکسته قلک تو پارکینگ بود چیکار کنم خیلی ناراحتم چجوری دلش اومد چجوری