من اولین بار که گریه مرد دیدم وقتی بود عمو کوچیکم داشت از راه دور میومد شب بابابزرگم فوت شده بود تا بیاد بردن دفن کردن گفتن نباید بمونه بده و... من نمیفهمیدم همش ۵ سالم بود ولی عمو کوچیکه سرشو زد به ستون چوبی خونه روستایی خون اومد از ناراحتی بود یا چی نمیدونم ولی تا پدر بزرگه زنده بود نگهش نداشتن و غر زدن و بیشترش برای ارث و تو در و هنسایه گریه نکنی بد میشه بود فک کنم