شوهرم ی چندماه خیلی پرخاش میکنه سر ی چیز کوچیک کلی بهم فاش میده بینمون مث قبل محبت نیس و دیشب یخورده بحثمون شد سر اینک هرچی شد حق و بخودش میده و کار اشتباهشو قبول نمیکنه و همیشه میگ ت مقصری دیشب خونه مادر شوهرم بودم سر کوچشون هیئته شوهرم با برادرش رفتن جاریم زنگ زد ب شوهرش گفت دلم درد میکنه بیا بریم سریع اومد و ب بچش گفت مامان حالش خوب نیس بریم خونه تازه با کلی قسط و طلبکار ک دارن همیشه ب فکر چیزی خریدن برای خودشه و کلی ارزش برای خودش قائله شوهرشم ۱۲ ساعتی سرکاره من دوتا بچه کوچیک دارن باید قطره بهشون میدادم من تازه قبل جاریم ب شوهرم زنگ زده بودم ک بریم خونه بچها رو قطره بدم بهم گفت خیله خب حالا هروقت من گفتم میریم و کلی خسته بودمو سرم درد میکرد اخرم همه ک رفتن حالا ما رفتیم بد سرم داد میزنه چرا بهم میگی هی بریم هیچکس زنش اینطوری نیس الان مدتیه نمیتونم حتی ی نه بهش بگم میگ هرچی من گفتم باید بگی چشم والا من اصلا ن ولخرج ن هیچی خرج خودم سالی یبار یدونه مانتو نمیدونم بااین حال ک سنم کمه و دوتا بچه شیر ب شیر دارم تو ی خونه کوچیک مستجری شوهرم کارش ازاد ۲ ۳ ساعت میره دوتا بار میزنه ب هیجا نمیرسه دارمباهاش میسازم و هرچی میگم میگ صدات رو مخه یا دیشب میگ کی بشه تورو طلاقت بدم منو دوست داره واقعا و خداییش بعضی وقتا ی چیزی بخوام برام میگیره ولی الان مدتیه اینطوری شدا دلم میخواد بهم اهمیت بده ن که بهش بگم سرم درد میکنه بگه بگوزم ببخشید واقعا ک انقد طولانی شد عزیزان
هر ادمی به یه نفر احتیاج داره که براش مثل بقیه نباشه وگرنه بقیه که زیادن
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خب چجوری ب خودم احترام بذارم مگ من ک بی احترامی نکردم عزیزم
عزیزم شوهر شما که یه شبه اینطوری نشده در واقع هیچکس یه شبه تغییر نمیکنه شما از اول زندگیت خودتو اولویت قرار ندادی به خودت نرسیدی هرچی که دوست داشتی رو نخریدی به قول خودت ولخرج نبودی سالی یدونه مانتو گرفتی شوهرتم اینو یاد گرفته که شما نباید اولویت باشی اون و حرفش باید اولویت باشن