بلي بعد زور نداشت اين ادم به من ميگفت بي عرضه و خودش با عرضه بود مثلا، يكي ديگه همكلاسيام عمش دوست مامانم بود ، سوم دبيرستان با يه پسر فرار كردن جون خانواده پسره مخالف بودن، گفته بودن برگردين عقد كنين ابرومون نره، هنوز هفت ماه از عروسيشون نگزشته بود بچش بزنيا اومد ، بعدا خيانت كرد طلاق كرفت با يه مرد متاهل ، ازدواج كرد از اونم دو تا بچه بازم نميدونم جرا طلاق گرفت زن يكي ديگه شده از اونم يكي ، البته دختر اوليش بيش باباشه ، عمه به من ميگفت از فلاني ياد بگير چهار تا زايده تو هنوز نششستي، خدا منو با يه ادم معلوم احال مقايسه كن،