اومدم شهرستان پیش مامانم اینا. از شوهرم دورم اون کار داشت نیومد. چند روزه اینجام دلم خیلی گرفته. امروز از همه روزا بدتر. همه رفتن بیرون هرچقدر اصرار کردن من نرفتم حوصله نداشتم. همش خواب بودم امروز بعدم تنها نشستم گریه کردم 😔 هی یه روز خوبم یه روز بد. باز فکرای بد اومدسراغم امروز. چرا حامله شدم. چرا شکمم گنده شده. حالا به دنیا بیاد چی میشه. زایمانم چطوره. از پسش برمیام. بچه داری حتما خیلی سخته. اونم دست تنها... 😟
پاشو پاشو انرژی نداره ینی چی پاشو یکم انرژی بده به اون نی نی ام یه چیزه درست درمون بخور اگه حوصل دار ...
خودم تنهایی موندم خونه.هرچی اصرار کردن نرفتم بیرون گفتم حال ندارم. اول گریه کردم به شوهرم زنگ زدم باهاش حرف زدم گریه کردم بعدم اومدم نی نی سایت با یکی حرف بزنم 😔😔
فدا سرت نرفتی بیرون پاشو تلویزیون بزن یه صدایی تو خونه بیاد یه خوراکی بخور نی نی سایت بیا بچرخ
مگه به زور یه کاری کنم دست و دلم به هیچی نمیره 😟 نی نی سایتم که پر شده از خاطرات زندگی مصیبت و دعوا و خیانت و تایپیکای پر غم و غصه.... دلم برا خونه و شوهرم تنگ شده 😭
یه دور تو نی نی سایت بزن ببین چقدر آدم منتظرن ببین چقد ناراحتن نمیگم زود نبوده یا خوبه یا بد ولی ...
آره واقعا خدا بهم نعمت داده ولی بعضی وقتا قدر نمیدونم . نمیخوام اینطوری باشه بچه مو دوست دارم میخوام صحیح و سالم بیاد بغلم. خدارو شکر میکنم. با این وجود بعضی وقتا خیلی دلم میگیره 😔 شاید از عوارض حاملگیه