بچه ها از مادرم متنفرم . اون همیشه منو محدود میکرد . مثلا من حق ندارم برم بیرون از خونه . وقتی برم تا برگردم خونه رو متشنج میکنه بعد پدرم کتکم میزنه . هر رازی و که بهش میگفتم به همه خواهراش و پدرم میگفت و واسم دردسر درست میکرد. خودش مذهبیه ذهن پدرمم یجوری کرده حساس شده نسب به این مسائل . میگه بخاطر اینکه پاک بمونی و اگه باکره نباشی آبروی ما میره و مهمترین چیزه . من فکر میکنم نسبت بهم حسوده چون خیلی ام کاری نکرده که من ازدواج کنم اصلا دوست نداره . پدرم که منو کتک میزنه اون میخنده میگه آفرین که پدرت بالاسرته غیرت داره اگه دختر آقابالاسر نداشته باشه خراب میشه .
حس میکنم یه مازوخیست الان سادیست شده و داره لذت میبره
یک عدد راستی . مخالف گوشی برای بچه ها . موافق طب گیاهی و معتقدم خدا شفا رو تو گیاهان گذاشته ، مامانم بیست ساله که متفورمین و جدیدا هم دیابزید میخوره اما قندش با اون همه قرص در روز نرمال نشده ، یه شب که چای ترش خورد فردا ناشتا قند خونش 108 بود🫡 خیانت دیدی حتما آهنگ kandiramazsin beni رو گوش کن ، و سریال گذر از رنجها اونجا که خانم مهندس به مهندس میگه شرط طلاقم بچه هامه اگه ندی کاری میکنم که تو و اون زن یک روز خوش نبینید ، میتونی قوی باشی🌼 ببخشید امضام از همه رنگه😵هر دردی که میکشی برای اینه که بدونی این 🌎 یه گمشده داره
دختر چشم ابرو مشکی که دل نمیده به هیچکی♟️🎨🥊تاپیکای قبل از ۱۴۰۴ رو به هیچ عنوان گردن نمیگیرم چون اون موقع بچه بودم و چرت و پرت زیاد میگفتم🤣👌مرسی که درک میکنین🎀✨️