ببینید یه آقایی هست تو فامیل ما ، من کلا ازش میترسم . خیلی قوی هیکل مردونه با اباهت و یکم ظاهر خشن یکم انگار عصبی ، ریش مردونه ، اما تو زندگیش عین یه جوجه کوچولو تو دست زنشه ، بهش بگه بشین میشینه بگه پاشو پا میشه خانمش هر چی میگه چشم از دهن نمیفته ، همش در حال کار خونه و ظرف شستن 😐 ، هر جا خانمش میگه میرن و ...
حالا شوهر من از ایناست که لاغره و بیبی فیسه و اصلا هیکلی و ورزشکار نیست همه قلبی میشن براش میگن وای چ پسر خوبی چقد مظلومه چقد ساده است ، چقد مهربونه چقد چقد میخنده چقد نازت میکنه چقدر اهمیت بهت میده چقد مودبه هر چند واقعا خوب و مهربونه اما تو زندگی تماما نظر ، نظر خودشه ، حرف حرف خودشه ، همینجوری لبخند میزنه نگات میکنه ولی کار خودشو میکنه ، میخنده بوست میکنه ، قربون صدقت میره ولی مدیریت صفر تا صد با خودشه ، اصلا اجازه مدیریت به من نمیده ( حالا با خوب و بد این کاری ندارم ) اونجایی که میگه میریم اونجایی که تشخیص میده نمیریم و ...
حالا دخترای مجرد اصلا و ابدا به ظاهر وهیکل و اینا نیست