2777
2789
عنوان

بیو گرافی من

3052 بازدید | 117 پست

سلام

من خیلی وقت بود می خواستم داستان زندگی خودما بزارم تا شاید کسی بخونه و عین من چوب حماقت و از خود راضی بودنشا نخوره.

دختری بودم فوق العاده مغرور  که هیچکس را در حد خودش نمیدید و فکر می کرد از همه ادم های اطرافش سر تر

کار خیلی خوب و قابل قبولی بداشتم.در یک شهرستان متوسط.تک دختر خانواده فرهنگی و با چهرهای کاملا معمولی

بنا به موقعیتم خواستگاران فراوانی داشتم

که با یکیشون در سن بیست و سه سالگی ازدواج کردم.اونم فقط به خاطر لجبازی با برادرم و عمو هایم که می گفتن این فرد مناسب نیست

همسرم تحصیلات قابل قبول داشت .اما کار درست و حسابی نداشت و البته خانواده محترمی هم نداشت

پدرش همیشه دو یا سه زن صیغه ای داشت و دو برادر دیگرش هم یکشون دو زنه بود

اما خب همیشه همسرم میگفت که به خاطر این کار پدرم ازش ناراضی هستم و همیشه این کار پدرش را نهی میکرد.

با اشنا هایی که داشتم در یک اداره  غیردولتی دیگر ی کار قرادرادی برای همسرم جور کردم

با کلی دوندگی

و همیشه از اینکه همسرم خدای نکرده بخواد عین پددر و برادرش باشه می ترسیدم.اینم بگم که بلا فاصله بعد از عقد و عروسی پشیمان شدم اما فایدهی نداشت پشیمانی 


البته من از اول هم دنبال عشق و عاشقی نبوده و نیستم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

  میخونم

زندگی دنباله ای از تغییرات خود به خود و طبیعی است. با آن ها مقاومت نکن که تنها باعث ایجاد غم می شود. بگذار واقعیت واقعیت باشد. بگذار چیزها در مسیری طبیعی در هر جهت که می خواهند به جلو حرکت کنند.

زندگی ما با همه سختی ها و درگیری ها  گوش زده های من به همسرم که مراقب رتار خودش در محل کار باشه بود.چون همسرم کارش 99درد با خانوم ها درگیر است.و من همیشه این مسسله را گوش زده میردم که مراقب رفتار و کردار خودش باشه و درست رفتار کنه. و رفتار محترمی داشته باشه و جدی تا مراجعین برداشت سوی نداشته باشند

من بیشتر طرفدار زندگی محترمانه و عاقلانه هستم.هر چند انتخاب خودم اصلا  عاقللانه نبوده

 زندگی بدون عشق، اصلا عاقلانه نیست.

    ترگلم، خواهرزادۀ مامان بزرگ نقاش. بعضی وقتا مهمون شما.  ** نی نی سایت به من آموخت، هر کسی رو نباید راهنمایی کرد. بعضی ها دلشون می خواد تو ناآگاهی های خودشون خوش یا ناخوش باشن.**


تا گذشت وضع مالی ما خیلی عالی و مرفع شد ماشین خانه باغ اپارتمان ماشین اخرین سیستم و همه را همسرم به نام من زد و برای داشتن حتی سر سوزنی از اموال که به نامش باشه هم با من مخالفتی نکرد و غیر از پیراهن تنش ه چیزی نداشت و الان هم بعد از هجده سال زندگی نداره

من اصلا عاشق نشدم و دوست ندارم مه بشم با اینکه با مرهایی بیساری برخورد داشتم. اما صلا اهل عشق و ...

خب یه چیزی تو بلوغ عاطفیت کمه متاسفانه. وگرنه بیوشیمی مغز انسان برای دوست داشتن و دوست داشته شدن طراحی شده. 

    ترگلم، خواهرزادۀ مامان بزرگ نقاش. بعضی وقتا مهمون شما.  ** نی نی سایت به من آموخت، هر کسی رو نباید راهنمایی کرد. بعضی ها دلشون می خواد تو ناآگاهی های خودشون خوش یا ناخوش باشن.**
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز