خواستگاریم بود
وسطش برادر زادم ک ۵ سالشه
دید نشستیم من و پسر تو اتاق
یهو اومد گف عمههع اینجا چیکار میکنی
شپرققققق چکککک زد رو گونه ام😂😂😂😂 انگار منو با یه پسر بیزون گرفته
پسره ام استرس داشت تا اومد گف بفرما ابجی😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂مردممممم
وای من ک اصنن نتونستم سرمو ببرم بالا ببینمش