چند ماه اول عقدم من میخواستم وام ازدواجم رو بزارم همسرم هم بزاره ماشین هم بفروشیم وام هم بگیریم بشه یک میلیارد یک تونه بخریم دیدیم رومون خیلی فشار میاد نخریدیم
نطرمون عوض شد
اون رفت جهیزیشو خرید منم خریدم
قرار شد بریم خونه ای که پدر شوهرم بشینیم حالا این خونه مشکلاتی داشت از جمله اینکه ۵۰ سال ساخت نیاز به بازسازی داره پدرشوهرمم حاضر نیست توش هزینه کنه با خواهر شوهرم هم شریکی هست ده بار تا الان نظر خواهر شوهر و پدرشوهرم برای بازسازی عوض شده قرار بود پدرشوهرم ۲۰۰ بزار ما ۱۰۰ خواهر شوهرم ۳۰۰ بازسازی کنیم بعد از سیصد بار عوض شدن نظرشون الان عقب کشیدن
هزار بار همسرم گفتم کارشریکی بدرد نمیخوره قبول نمیکنه عملا زندگیه ما بسته شده به حرف ده تا ادم دیگه
الان یکطوری هستیم اگر خودمون جمع و جور کنیم میتونیم ۸۰۰ جور کنیم خونه کوچیک پایین شهر بخریم
همسرم راضی نمیشه میگه من پولمو تو ماشین سرمایه گزاری کردم هر وقت شد ۲ تومن میکشم بیرون خونه توب بخریم
ازین ورم ماشین راکد شده
دیگه واقعا موندم چیکار کنیم