2777
2789
عنوان

حالم بده

181 بازدید | 15 پست

مادرشوهرم با خواهر شوهرم اومدند خونمون فضای خونمون خیلی کوچیکه منم بخاطر پا دردم مجبور شدم یه میز ناهار خوری بگیرم مادر شوعرم مگه این کارا رو کرد همش میگفت من دیگه خونتون نمیام اینا همشو بردارین بریزین بیرون تا جا باز بشه دلباز نیست چرا هزینه اضافی میکنین خلاصه اینقدر حرف زد که حالم داره از خودم و زندگیم بهم میخوره..

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

چرا انسان ها این شکلی هستن اخه عیب نداره زیاد خودت و ناراحت نکن سعی کن اهمیت ندی اون دیگه اخلاقش شده ...

بخدا من اصلا هیچ جا نظر نمیدم چون مهمانم و خونم که نیست چرا باید دل دیگران و بشکنم برای یه روزی که میرم 

منم داشتم خونه رو گرفته بود فروختم.بهتره کابینت جزیره ای داشته باشید دورش صندلی بچینید اونم به تعداد ...

میزی که ما گرفتیم خیلی جمع و جوره از جزیره ای هم جمع تره چون فضا نداریم

اصلا تو زندگیم اختیار ندارم ذومدن نظر دادن که اینکار کنید اون کار کنید شوهرم هم حرف اونا رو شنید با منم دو کلمه حرف نمیزنه هر وقتم یه چیز میگم یا میگه درست میشه یا خوابه یا سرکار 

میزی که ما گرفتیم خیلی جمع و جوره از جزیره ای هم جمع تره چون فضا نداریم

اهمیت نده اگه دلت میخواد جواب بدی بگو وسع پسرت همین خونه کوچیکه مشکل از میز نیست جا کمه

خط بیضی خط خط بیضی خط 😄امضام اینطوریه خو 😁

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز