هیچکس فکر نکم مثل من اثاث برده باشه بین وسایل کوچیک با وسایل بزرگا ۲۰ روز فاصله بود پدرم درآمد تا شوهرم وسایل بزرگارو بیاره خونه ی جدید خودشم بعداز یکماه تشریف اورد خونه . یادم میاد عصبی میشم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نه گلم همسرم از اونجایی که بودیم راضی بود سخت ازش دل کند بعدم صاحب خونه پولمون رو نداده بود هنوز خونه مال ما بود همسرم اونجا زندگی میکرد من و بچه هام خونه ی جدید بدون وسایل بزرگ یادمه شب یلدا با دعوا و به زور آوردمش خونه🤣🤣🤣
دمپاییم بد بود خیلی زیرش صاف بود زمین هم خیس بود وقتی افتادم هیچکس هم خونه نبود اولش از سرگیجه نمیتو ...
من یه بار تمیز کاری اساسی میکردم،وقتی سر خوردم یه ۱۰ دقیقه ای رو سرامیک بودم ،هیچ کس خونه نبود ،حدود یه هفته هم از درد حتی به زور حتی دستشویی میرفتم🤦♀️