2821
2789
عنوان

دومین جداییمه

228 بازدید | 6 پست

ازدواج اولم تو نامزدی تموم شد چون طرف بد دل بود اینم عقدیم خیلی پسر خوبیه ولی چون بچه اخره خانوادش فکر میکنن هنوز بچست همشون توقعات نا بجا ازش دارن کار درست حسابی نداره همه چیمون با هم شده همه مسخرم میکنن که تو داری خرج اینم میدی 

تو تملاکی دوستش کار میکنه حالا اگه بتونه چیزی بفروشه از ساختمونایی که میسازه دوسش یچی گیرش میاد 

نمیدونم از حرف مردم میترسم که باز جداشدم از طرفی میترسم خانوادم پشتمن فردا روزی با بچه اواره شم چون خانوادگی همینن بی فکرن کلا 

امروز اتیشم از اینجا بلند شد که گفت زن داداشم گواهیناممو میخواد بره ثبت نام ماشین من به این فکر کردم این هنوز طبقه بالا خونه پدرشوهرش میشینه ماشین انقدر واجبه مگه با دوتا بچه اونم از شوهر من که خودش هنوز ماشینم نداره خونه ام نداره کار درستی ام نداره 

تا من نگم تو روی کسی وایسنستمم میگه من روم نمیشه بگم

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

نه ماشین داره نه خونه نه شغل درست و حسابی، چرا باهاش ازدواج کردی؟!

اخه اولش خیلی خوب بود قول میداد خوشبختت میکنم ماشین خوب داشت نه یکی سه تا منم گفتم کی از این بهتر یواش یواش فهمیدم این سر اینکه باهاش دوس شم همه چیشو میفروشه ماشین میخره 

بگو خودمون نوشتیم ما خودمون میخوایم این از ااون مردایی که باید جمعش کنی

اصلا اون ب کنار باباشم از این توقع داره یعن زنگ میزنه میگه چها تومن پول میخام انگار ن انگار پدره

اصلا اون ب کنار باباشم از این توقع داره یعن زنگ میزنه میگه چها تومن پول میخام انگار ن انگار پدره

عزیزم من شوهرم بیست ساله خونوادش روش هوارن 

اینقدر دعوا کردم خدامیدونه 

بله مادرش پدرش 

اینم بیزبون بود الان بعد بیست سال تازه یاد گرفته بگه کارتم مشکل داره 

دیگه زنگ نمیزنن 

یه برادر داره آووف مرد بیزبون بدبخت میکنه آدمو 

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز