بچه ها شوهرم با همه خوش و بش میکنه به من میرسه ساکت و خشک ب خانواده م میرسه برج زهر مار بعد دراز کشیده بودمنم باهاش شوخی میکردم میگفتم گوشی جدید میخوام مامانم چایی آورد پیشمون یدفعه آروم زدم رو بازوش گفتم پاشو چایی بخور یدفعه پاشد نشست سرم داد زد دفعه اول و آخرت باشه جلو مامانم اوسکول فهم و شعور نداری منم داشتم چایی میخوردم یدفعه خفه خون گرفتم مامانم گفت آروم باش الکی اعصاب خودتونو خورد نکنید چایی بخور برگشت ب من گفت این لیوان و میزنم تو سرتا حواست و جمع کن گوشیمو گرفت پرت کرد منم ب روی خودم نیاوردم و بی صدا شکستم مامانم رفت آشپزخونه چقدر آروم گریه کردم چقدر حس تنهایی میکنم خیلی تنهاام
مامانت هیچی نگفت بهش؟ 😐خودت چرا هیچی نگفتی؟ اگه اولین بار که یه ادم به توهین باهامون حرف میزنه بزنی ...
مامانم نمیدونس ک قبلش شوخی میکردیم یهو نشست اینجور شد نه چیزی نگفت چون میدونه اخلاقش بده
اولین بار نیس تو خونه خودمون خیلی باهام بد حرف میزنه خیلی بهم توهین میکنه منم میریزم تو خودم ن باهام راجب چیزی حرف میزنه ن باهام میخنده هیچچ فقط میدونم دوسش دارم همین دوست ندارم زندگیم خراب بشع