رفتو امد زیاد داریم امشب خونمون بودن ۱٠سال از من بزرگتره قیافش بدک نی من مث داداشم میدونمش فقط دندوناش خرگوشیه ن ک زشت باشه ها خیلی بش میان من خوشم میاد ع دندوناش حرف میزنه نگاش میکنم یهو برمیگرده نگا میکنه من نگامو میدزدم میگم یوقت پیش خودش فک نکنه عاشقش شدم😂
دختر بودن اینطوریه که فعلا ازت ناراحتم، دلیلشم حالا بعدا پیدا میکنم😌🤝
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨