دلم برا پدرشوهرم
میسوزه😐
اخلاقش عین بچه هاس تا یکم باهاش حرف میزنی میخندی زودی شارژ میشه چرت و پرت گاهی حرف میزنه😂
ولی در همون عین تررر میزنه ب حالم با تیکه هاش یا میگ ب بچع جاری من تورو میخوام نی نی بده اونو چیکنم تو بیا بغلم یا وقتی بچم بغلشه زود پس میده یا نمیگیره بچمو😑
ولی نمدونم جاری چیشده ک جدیدا واسش شیرین شده ممکنه ک زیرآب منو زده باشه؟ همونطوری ک میاد پیش من میگ نمدونم پدرشوهر همچین حرفی میزد دربارت مادرشوهر همچین میگف ؟؟
آخه دلم میخواد محل پدرشوهر نذارم ولی یاد کاراش میوفتم عذاب وجدان میگیرم
حامله بودم واسم آبمیوه شیر خرما یکبار با اصرار خودش گفتم پفیلا دلم میخواد تا یه مدت فقط پفیلا میخرید میآورد نمدونم واسم رخت خواب مینداخت وقتی میومد خونه درازکش بودم بلند میشدم نمیذاشت
یا تو بیمارستان بودم زاییده بودم زنگم زد شبش با اینکه عصر ملاقاتم بود
بچم رو شب نگه میداشت و میگفت تو بخواب خسته ای
تا بچه گریه میکرد ورش میداشت اجازه نمیداد ببینم چشه😑پیش خودش میخوابوند
بعد چیشد ک یهو دور شد از جفتمون؟
آها بعد زایمان با اینکه فک و فامیل شیر آبمیوه میاوردن اونم خودش جدا میخرید
هر روز ب یه بهونه میومد بالا خونم
رفتم ۱۰ روز خونه مادرم هر دوروز زنگم میزد
چجور رفتار کنم اخه من
ب نظرتون بگم چرا همچین شدی با من؟ اخه گاهی تیکه میندازه بی محلی میکنه مثلا میبینی ظهر خوبه ها ولی شب بد میشه