سلام شبتون بخیر امدم این تعریف کنم هم خالی شم هم شما قضاوت کنید. من دم ازدواجم و جهیزیه ام ناقصه مامانم میگه هرچی گرفتیم بسه و من بیشتر نمیدم از اون ور دندونام همه عفونت کرده و دکتر گفته باید سریع جراحی بشی وگرنه خیلی خطرناکه ولی پولش نیست و مامانم میگه وظیفه شوهرته ما هنوز عقدیم بعذ الان پسرخالم قراره پاش عمل کنه بردنش دکتر گرون و بیمارستان خصوصی ولی پول ندارن حالا مامانم داره از سرکارش وام میگیره بده به خالم تازه اومده به زور از من یکم پول که از هدیه و شاباش های عقدم بوده گرفته بده به اونا واقعا چراااا برای من دلش نمیاد خرج کنه ولی برای بقیه اینجوری خیلی دلم گرفت