رمانی میشناسید دختره با پدربزرکگ ومادربزرگش سرایدار یه خونه اعیونی بود.. یخ پسرم داره صاحب عمارت که از دختره خوشش میاد ولی نمیتونه قبول کنه عاشق خدمتکار شده واسه همین بهش سخت میگیره.
بعدش تو تصادف پدربزرگ ومادربزرگش فوت میکنن دختره ازخونه بیرون میکنن پسرهدهم به دختره تجاوز میکنه..