شمع باشی یا نباشی ، من همـان پروانه ام
تـو سر عقل آمدی ، من همچنـان دیوانه ام
حالتی دارم ك « دلتنگـی » برای آن کم است
دردهایی که فدایـت باد ای دُردانه ام
زندگی ! ای زندگی ! ای زندگی ! ای زندگی
بـی تـو ` هر شب مـرگ جولان میدهد در خانه ام
آبشار گیسوان مشکی ات را بـاز کن ،
تا رهـا باشند بی باکانه روی شانه ام
شعر میخواهی تـو از من ، کاش جـان ` میخواستی
جـان بخواه ای خوب ! ای معشوقـهٔ فرزانه ام
- هوشنـگ ابتهـاج