ما دیگه اون نوجوونای قدیم نیستیم که با شنیدن سینوس کسینوس خندمون بگیره، بزرگ شدیم،نه؟:)) ،،،،،، بچه کوچیکا بهمون میگن خاله،عمو. قدمون چند هوا بلندتر شده،دیگه دستمون به کابینت بلندای آشپزخونه میرسه و پامون به گاز و کلاچ...بعضیامون انقدر بزرگ شدن رفتن پی سیگار،بعضیامونم نه،دیدن غم و غصه شون دود کردنی نیست،نشستن خوردنش! ما دیگه روزای برفی لیز نمیخوریم، نه که زمینِ یخ زده لیز نباشه ها،فقط یاد گرفتیم باید با احتیاط قدم برداریم که با مخ نریم تو زمین... قلبامون چی شد راستی؟؟ بعضیامون دل شکستن،خیلیامون دل شکسته ن،بعضیامون دل باخته و بعضیامون دل تنگ... ما خیلی وقته که دیگه بچه نیستیم، ولی پیر شدیم یا بزرگ ؟؟ اینه که جای بحث داره.. ....:))تو اگه فرشته هم باشی مردم از صدای بال زدنت ایراد میگیرن... واسه خودت زندگی کن!💜
کاربرآقاهستم,چهل وسه ساله متاهل و دارای فرزند_متاهل_تذل الامور للمقادیرحتی یکون الحتف فی التدبیر.کارها چنان در سیطره تقدیر قرار گیرد که چاره جویی به مرگ میانجامد .حضرت علی(ع).معنایش اینست که:گاه انسان باتمام تدابیر وحیله ها راه به جایی نمیبرد.حکمت ۱۶نهج البلاغه یارب نظر تو برنگردد برگشتن روزگار سهل است