والا من هفته هفت رفتم پیشش تعریفشو شنیده بودم ولی بعد از چهارساعت معطلی اصصصصصصصصلا راضی نبودم نه از برخوردشون که سه نفر سه نفر میفرستاد تو برخورد گله ای میکردن با آدما ،نه از کارش که خیلی خونسرد گفت بچت قلب نداره درصورتی که هنوز زود بود ولی اصلا این احتمالو نداد و تند تند بدون در نظر گرفتن حال مریض که با این تشخیص تو دنیا رو سرش خراب میشه واسه خودش قصه میبافت که تو الان بچه دار محسوب نمیشی و چرت و پرت
"تولد"، تنها روزی است که مادر در مقابل گریه های فرزندش لبخند میزند...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.