ب نیت اینکه مادرم مادر واقعیم هست یا ن ب طرز عجیبی سمت چپ چرخیدم
نیتمم این بود اگه مادر واقعیم نیس سمت چپ چرخیده بشم
ی حال عجیببی دارم اصن ی مدلی شدم بهم ریخته اعصابم
شش سالع درگیرم واقعیتو بدونم
ی شب هم رفتم سقاخونه شمع روشن کردم انقد دلم شکسته بود از خدا خواستم تو خوابم نشونم بده مادرم کیه
بعد همون شب خواب دیدم ی زنی ک میدونستم تو عالم خواب ک مرده
دیدمش ی زنی بود باهام حرف زد از اینده پسرم بهم گفت بعد بهم گفت اون خونه میرسه ب تو
(ی خونه باغی بابام داره خیلی خیلی جای قشنگی و میلیاردی قیمت داره دلم میخاد مال من بشه)
نمیدونم یعنی چی الان یعنی واقعا مادرم نیست اونی ک این همه سال هم بزرگم کرده هم زجرم داده