2777
2789
عنوان

روایت♓

| مشاهده متن کامل بحث + 494 بازدید | 87 پست
فکر میکنم چنین پسر عاشقی فقط تو قصه ها باشه مثل مجنون و فرهاد و... الانیا بیشتر دودره بازن دور از جو ...

هست اگه نوشته بشه خیلیا هستن ولی کسی که اینقدر بدشانسه داستانش هم تو سکوت گم میشه

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
هست اگه نوشته بشه خیلیا هستن ولی کسی که اینقدر بدشانسه داستانش هم تو سکوت گم میشه

پسرایی که میان تعریف میکنن از عاشق شدنشون، خیلی برام خنده داره مثلا کارایی که میکنن شبیه عاشقا نیست بیشتر واسه..... هست

               💜💜💜  لایک ممنوع  💜💜💜

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

پسرایی که میان تعریف میکنن از عاشق شدنشون، خیلی برام خنده داره مثلا کارایی که میکنن شبیه عاشقا نیست ...

شاید کارای قبلیشون جواب نداده با خودش گفته گوربابای همه چی

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
پسرایی که میان تعریف میکنن از عاشق شدنشون، خیلی برام خنده داره مثلا کارایی که میکنن شبیه عاشقا نیست ...

وقتی احساس دیگه اولویت کسی نیست طبیعیه بزارش کنار

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
خب اسم خودشونو نباید عاشق بزارن

باید نشست پای حرفش شاید دلایل زیادی داشته درضمن نمبتونی قضاوت کنی ادمارو کسی از دل کسی خبر نداره

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
واسه همینه میگم عشقای قدیم خوب بود هوس توش نبود

یکی بهم گفت عشق با هوس کاملتر میشه اگه نباشه قابل درک نیست

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
باید نشست پای حرفش شاید دلایل زیادی داشته درضمن نمبتونی قضاوت کنی ادمارو کسی از دل کسی خبر نداره

وقتی حرف میزنه معلوم میشه تو دلش چهههه خبرهههه😂

               💜💜💜  لایک ممنوع  💜💜💜

واسه همینه میگم عشقای قدیم خوب بود هوس توش نبود

گفت کسی رو که فقط دنبال احساسه رو درک نمیکنه 

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
منظورتون جنبه جسمانی عشقه؟

اره

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
وقتی حرف میزنه معلوم میشه تو دلش چهههه خبرهههه😂

نه معلوم نیست 

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز