2821
2789
عنوان

روایت♓

| مشاهده متن کامل بحث + 469 بازدید | 87 پست
کی گفته؟

تجربه

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

بسوزه پدر تجربه😅😅یه کم از این تجربیاتتون در اختیار جوانان خام مثل من قرار بدین

اختیار داری درس پس میدیم

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
من که عاشق نشدم🥴

کسی نمیشه ادمای ساده عاشق میشن

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
کاش بشه سنجیده عاشق شد

مگه بازار بورسه یا بنگاه معاملاتی عشقی که توش عقل باشه معاملس خودخواهیه

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
دل بستن الکی پلکی، اذیت شدن داره

نه بستگی به ادمش داره بدشانس باشه ادم عاشق به بی احساس بشه اره دیگه کار تمومه کاش اذیت شدن داشت نابود شدنه

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
نه بستگی به ادمش داره بدشانس باشه ادم عاشق به بی احساس بشه اره دیگه کار تمومه کاش اذیت شدن داشت نابو ...

ببخشید راجع به امضاتون یه کم توضیح میدین؟ 

               💜💜💜  لایک ممنوع  💜💜💜

ببخشید راجع به امضاتون یه کم توضیح میدین؟

واضحه که

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
ببخشید راجع به امضاتون یه کم توضیح میدین؟

عشقش به شوخی یا جدی گفتش خوشحال میشم اونم خوشحالش کرد البته جدی بود واسه اینکه خیلی تراژیک نشه نویسنده نوشته به شوخی گفته

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
عشقش به شوخی یا جدی گفتش خوشحال میشم اونم خوشحالش کرد البته جدی بود واسه اینکه خیلی تراژیک نشه نویسن ...

فکر میکنم چنین پسر عاشقی فقط تو قصه ها باشه مثل مجنون و فرهاد و... 


الانیا بیشتر دودره بازن دور از جون شما😂

               💜💜💜  لایک ممنوع  💜💜💜

2825
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز