2777
2789
عنوان

روایت♓

| مشاهده متن کامل بحث + 494 بازدید | 87 پست
کی گفته؟

تجربه

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

بسوزه پدر تجربه😅😅یه کم از این تجربیاتتون در اختیار جوانان خام مثل من قرار بدین

اختیار داری درس پس میدیم

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
من که عاشق نشدم🥴

کسی نمیشه ادمای ساده عاشق میشن

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
کاش بشه سنجیده عاشق شد

مگه بازار بورسه یا بنگاه معاملاتی عشقی که توش عقل باشه معاملس خودخواهیه

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
دل بستن الکی پلکی، اذیت شدن داره

نه بستگی به ادمش داره بدشانس باشه ادم عاشق به بی احساس بشه اره دیگه کار تمومه کاش اذیت شدن داشت نابود شدنه

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
نه بستگی به ادمش داره بدشانس باشه ادم عاشق به بی احساس بشه اره دیگه کار تمومه کاش اذیت شدن داشت نابو ...

ببخشید راجع به امضاتون یه کم توضیح میدین؟ 

               💜💜💜  لایک ممنوع  💜💜💜

ببخشید راجع به امضاتون یه کم توضیح میدین؟

واضحه که

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
ببخشید راجع به امضاتون یه کم توضیح میدین؟

عشقش به شوخی یا جدی گفتش خوشحال میشم اونم خوشحالش کرد البته جدی بود واسه اینکه خیلی تراژیک نشه نویسنده نوشته به شوخی گفته

وارد وجودم شدم. دنیایی متروکه بود. صدای کسی رو می‌شنیدم که آروم یه سری کلمات اهریمنی زمزمه می‌کرد. به سمت صدا که رفتم، دیدم یه نفر شبیه به خودم اما کاملا تاریک، در حالی که دود سیاه غلیظی از وجودش بلند می‌شد، دست کرده بود توی قفسه سینه‌ش و در تلاش بود قلبش رو از جا در بیاره...💔
عشقش به شوخی یا جدی گفتش خوشحال میشم اونم خوشحالش کرد البته جدی بود واسه اینکه خیلی تراژیک نشه نویسن ...

فکر میکنم چنین پسر عاشقی فقط تو قصه ها باشه مثل مجنون و فرهاد و... 


الانیا بیشتر دودره بازن دور از جون شما😂

               💜💜💜  لایک ممنوع  💜💜💜

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز