2777
2789

سلام خدمت شما 

میخوام خدمت اتون داستانی بگم 

در خصوص اینکه یک‌ کودک از تنبیه خودش جلوگیری کرد، 

دایی مادر من زمان شاه تو مدرسه نمرات پایین میگیره 

بهش میگن با بابات بیا مدرسه 

اون هم میترسید بابای خودشو بیاره (اون زمان روستا بد جور کتک میزدن ) 

میره از راه آهن یک نفر پیدا میکنه بهش میگه ۲ تومن بهت میدم تو نقش بابای من بازی کن تو مدرسه 

اون یارو هم قبول میکنه 

میرن مدرسه! 

به اون یارو برمیگردن میگن آقا بچه ات درس نمیخونه چیکار میکنه 

یک دفعه این یارو هم برمیگرده یک" پس گردنی کُتک  "میزنه پس گردن دایی من 

بهش میگه تو چرا درس نمیخونی من این همه کار میکنم 

بعد اینکه میان بیرون 

بخاطر اینکه کتکش زد ۲تومن بهش نمیده 

و این بود  کودکی که از تنبیه خودش توسط والدین جلوگیری کرد

موفق باشید 


حالا خوبه آقاهه نرفته بگه من پدرش نبودم

ای دختر صحرا .... نیلوفر🪷  هم سایتی عزیز اگه نظرم کمکت کرد برای حاجت دلم دعا کن بگو خدایا نیلوفر خیلی محتاج نگاهته ممنونم😘🩷🪷

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792