خدایا دیدی تو اره دیدی چیکار کرد مامانم باهام یادته انقد حرصم میداد تو حاملگی از دستش جیغ میزدم
یادته بچه دوماه ام رو تو چله زمستون بدون شلوار برد رو حیاط تو سرمای سیاه زمستون میگفت میخام بچه ات افتاب بگیره خدایا یادته با این کارش بچه ام ذات الریه کرد
یادته زایمان کردم نمیخاست پیشم باشه یادته
یادته وقتی دوازده سالم بود از زمان مجردی های بابام ک دوست دختر داشته بهم میگفت چشم گوش منو باز میکرد خدا جونم یادته همیشه بهم میگفت تو هیجی نیستی تو هیچی نمیشی یادته وقتی نتایج کنکور اومد و من ی دانشگاه عالی و بهترین رشته مهندسی و روزانه قبول شدم انقد گفت گفت گفت انقد اعتماد بنفسمو داغون کرد ک انصراف دادم
خدایا یادته همیشه تا بحثی پیش میومد بهم میگفت از اینجا گم شو بیرون یادته
خدایا یادته شکم شش ماه حامله بودم سیلی زد بهم
خدایا دلم خونه خدایا کجایی خدا جونم میخام بدونم مادرم هست یا نه اگه نیست مادر واقعی من کیه
خدا جونم یا رب العالمین جز تو کسی رو ندارم خدایا کمکم کن نشونم بده التماست میکنم
💔💔💔💔💔💔💔