فکر کنید کلا سالی یبار شاید دعوامون بشه و هر بار تو دعوا خیلی محکم و زشت بهم میگه جمع کن برو اولین بار که گفت جمع کردم رفتم اومد دنبالم و پدرم گفت بهش که من هم خودش هم بچش رو نگه میدارم یعنی میدونه پشتوانه دارم و خودمم ترسی از رفتن ندارم ولی خب دوتا بچه دارم نمیشه ..و اینکه خیلی خورد میشم با این حرف ایندفعه واقعا از چشمم افتاده و نمیدونم چ رفتاری بکنم که دیگ تکرار نکنه
بگو عاشق چشم وابروت نیستم که موندم حق وحقوقم رو بده تا برم چند بارم تکرار کن فردا میری اقدام کنی؟؟ ...
نه این ححرف رو نمیزم غرورم اجازه نمیده اونوقت بگه اره بخاطر پول و اینا موندی اصلا شخصیتم نمیذاره ولی خوب شد میتونم بگم ۱۰سال عمر تلف شدم رو برگردون تا برم