به نظر من اصلا نمی شه طبقه بندی کرد. بستگی به شخصیت و روحیات دو طرف داره. در حالت کلی فقط شاید بشه گفت ممکنه پسر یا خانوادش اینو بعدا به رخ دختر بکشن. که اینم باز بستگی به شخصیتشون داره.
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
ديشب يه عروسي بودم اتفاقا دختره جدا شده بود پسره هم مجرد... به ظاهر كه همه چي خوب بود تا بعدش رو بايد ديد... ولي پشت سر حرف زياده مخصووووصا طرف داماد... چون همينجوري دخنشون وا هست يه مشكل هم داشته باشه كه ديگه هيچي
ای خدای تنهاییِ من، چه بسا هر گره ای که در کار من میاندازی، همچون گرههای قالی باشد که با آنها برای سرنوشتم، نقشی زیبا بیافرینی. هرچه مرمر ساییدهتر شود، مجسمه زیباتر میشود.
اولا كه من فكر ميكنم ازدواج فقط تو عشق خلاصه نميشه كه اگر عشق بود بگيم باقى قضايا حله ثانيا صرف مجرد بودن و متاهل بودن نبايد معيار تصميم گيرى باشه شما اگر از جانب دختر صحبت ميكنيد كه به نظرم به اين اطمينان برسيد كه طرفتون دلايل جدايى رو كاملا متوجه شده و به اين پختگى رسيده كه مجرد بودن خودشو امتياز ندونه و طلاق زن رو ايراد ثانيا خانوادش اين قضيه رو قبول كردن و بعداً مشكل ساز نميشن
هیچ بدی نداره. وقتی دو نفر عاشق هم شن بتونن همدیگرو خوشبخت کنن چرا ازدواج نکنن
درسته پسر دائیم زنی رو دوست داشت نشد به هم برسن خانومه ازدواج کرد یه دختر بچه 6ساله داشت به لا فاصله بعد اینکه فهمید هنوز دوست داشتنیه برای اون آقا جدا میشه ومجدد ازدواج میکنه الان یه2،3سالی میشه طلاق گرفت تا با پسر دائی مجردم ازدواج کنه الان یه پسر زیر یک سال داره دخترشم با خودش همه جا میاره اولش برای همه ما سخت بود اما الان تو این 3سال که گذشته عادی شده حتی نامزد بودن چند وقت بعد عروسی گرفتنو رفتن سر خونه زندگیشون اون بچه هم از اون شوهرشم بیشتر وقتا باهاشونه
بیست سالمه چهارسال زندگی مشترک داشتم و دوسال عقد بودیم
از اول هم همسرمو دوست نداشتم پسرعمم بود و جداشدن ازش بهدخاطر خانوادم سخت بود بعد از چندسال عذاب کشیدن بالاخره تونستم ازش جدا بشم . هنوزم باورم نمیشه تونستم از،اون زندگی نجات پیدا کنم .
من تازه طلاق گرفتم عشق قبلیم اومده سراغم ولی میترسم خیلی دوستم داره ولی از برخورد خانوادش میت ...
خونوادش میتونن توزندگیتون خیلی تاثیرات داشته باشن با دید باز برو جلو فقط احساسی عمل نکن من که خیلی دارم عذاب میکشم حالا پنج سال از دست خونواده شوهرم منم مطلقه بودم و شوهرم مجرد ولی خونوادش نتونستن منو بپذیرن تا همین دقیقه هم دارن زهرشونو بهم میریزن فقط خدارو شکر شوهرم خوبه
الان پسری که خیلی همو دوست داشتیم و پسره خوبیه ازم میخاد به ازدواج باهاش فکر کنم ولی بهم گفته دلش نمیخاد خانوادش بفهمن من زندگی مشترک داشتم گفته باید به خانوادش بگیم که من عقد بودم من از این موضوع میترسم که بعدا اگه بفهمن چی میشه